|
| |||||||||||||
| |||||||||||||


+ نوشته شده در ساعت 9:55 توسط RooZbeh-Rebel |
Slayer
وقتي اسم سرعت در سبک متال پيش مياد همه ميگن Kerry King و به دنبال اون هم همه از گروهSlayer نام ميبرن. گروهي که شايد بشه گفت Speed Metal رو معرفي کرد. Speed Metal در دهه 80 بوجود آمده. سريع ، و در عين سرعت خواستار تکنيک بالاست.. گروههايي که اين سبک رو کار ميکنن بايد در عين سرعت، نوازندگاني تکنيکي داشته باشند. Slayer نمود کامل اين سبک ه... در عين سرعت بسيار تميز کار ميکنه.. يه گروه سريع و خشن... گروههي که اشعار آهنگاشون خيلي زيباست..
Slayer گروهي که در سال 1982 توسط Kerry King شکل گرفت. گروهي که ميشه نمونه بارز Thrash Metall و Speed Metal نام برد. گروهي بسار سريع با خواننديي که صدايي قوي و زيبا داره. جاهايي سبک اونا رو Death Metal هم ديديم. از خشونت آهنگاشون ميشه به اين نتيجه رسيد.
Slayer ابتداي کارشون رو با بازنوازي آثار پايه گذاران متال مثل IronMaiden و Judas Priest شروع کرد. اما اين چيزي نبود که خيلي باقي بمونه. چون به اين نتيجه رسيده بودن با ترساندن و اداي شيطان در آوردن نه خودشون راضي ميشن و نه هوادارانشون. چون اين دو گروه هنوزم که هنوزه با کلفت کردن صداشون و نشون دادن شيطان تو Video هاشون سعي بر ترسوندن دارن. چيزي که متال هم باهاش شکل گرفت. اما اين ديگه Slayer رو راضي نميکرد. پس Slayer با استفاده از خلاقيت خودش رو به همه معرفي کرد.
Slayer بنا بر گفته هاي خودشون و چيزي که از آثارشون بر مياد سعي و پافشاري بر 3 چيز داشتن: مرگ ، آثار بد جنگ و ترس از جهنم. ميشه براحتي اينو توي ريتم آهنگاشون ديد. سريع و خشن. اشعارشون هم نمايانگر همينه..
Slayer و نوازنده هاش خيلي زود تونستن خودشون رو نشون بدن و به هوادارانشون معرفي کنن. اين رو ميشه مديون گيتاريست و پايه گذار گروه دونست... Kerry King که از سريعترين گيتاريستاي الکتريک ه.. تکنيکي ساز ميزنه... گاها حمله هاي واقعا سريعي به گيتار ميکنه و در عرض يک ثانيه آروم ميشه... در آثارشون اين سرعت ، تکنيک و همينطور قدرت فضا سازي با گيتار الکتريک رو ميشه لمس کرد.
آلبوم Reign in Blood و South Of Heaven از نظر هواداران گروه از بهترين آثار گروهه. آهنگ هاي انها سريعه، با عظمته و در عين حال زيبا. اما چيزي که اين دو با باقي آثارشون متمايز کرده شايد بشه به خاطر متن اشعار بسيار قوي اين آلبوم نام برد.Regin In Blood از نظر سرعت و زيبايي آنقدر عالي کار شده که عده اي اون رو بهترين آلبوم Speed Metal که تا حالا وجود داشته نام ميبرن. خصوصا آهنگ Raining Blood ... و عده هم Master Of Puppets از متاليکا رو بهترين Speed Metal ميدونن. الان به مخالفين متاليکا بر ميخوده البته! اما من خودم به هيچ وجه اين دو رو قابل مقايسه نميدونم. حد اقل از نظر سرعت Reign Blood خيلي قوي تره.
Slayer بارها دراميست عوض کردن. يه طورايي ميشه گفت کار هر کس نبوده درام زدن واسه Slayer ، البته هيچگاه عوض شدن دراميست براي بد کار کردم اون نبوده.
يکي ديگه از آهنگهاي معروف Slayer ميشه آهنگ Angel Of Death نام برد. آين آهنگ باعث رسوايي جهاني براي مرجع خودش يعني Joseph Mengele يا همون دکتر نازي شد. کسي که مرتکب بي رحمي هاي بسيار بزرگي بر عليه بشريت شده بود.
Slayer گروهي که در سال 1982 توسط Kerry King شکل گرفت. گروهي که ميشه نمونه بارز Thrash Metall و Speed Metal نام برد. گروهي بسار سريع با خواننديي که صدايي قوي و زيبا داره. جاهايي سبک اونا رو Death Metal هم ديديم. از خشونت آهنگاشون ميشه به اين نتيجه رسيد.
Slayer ابتداي کارشون رو با بازنوازي آثار پايه گذاران متال مثل IronMaiden و Judas Priest شروع کرد. اما اين چيزي نبود که خيلي باقي بمونه. چون به اين نتيجه رسيده بودن با ترساندن و اداي شيطان در آوردن نه خودشون راضي ميشن و نه هوادارانشون. چون اين دو گروه هنوزم که هنوزه با کلفت کردن صداشون و نشون دادن شيطان تو Video هاشون سعي بر ترسوندن دارن. چيزي که متال هم باهاش شکل گرفت. اما اين ديگه Slayer رو راضي نميکرد. پس Slayer با استفاده از خلاقيت خودش رو به همه معرفي کرد.
Slayer بنا بر گفته هاي خودشون و چيزي که از آثارشون بر مياد سعي و پافشاري بر 3 چيز داشتن: مرگ ، آثار بد جنگ و ترس از جهنم. ميشه براحتي اينو توي ريتم آهنگاشون ديد. سريع و خشن. اشعارشون هم نمايانگر همينه..
Slayer و نوازنده هاش خيلي زود تونستن خودشون رو نشون بدن و به هوادارانشون معرفي کنن. اين رو ميشه مديون گيتاريست و پايه گذار گروه دونست... Kerry King که از سريعترين گيتاريستاي الکتريک ه.. تکنيکي ساز ميزنه... گاها حمله هاي واقعا سريعي به گيتار ميکنه و در عرض يک ثانيه آروم ميشه... در آثارشون اين سرعت ، تکنيک و همينطور قدرت فضا سازي با گيتار الکتريک رو ميشه لمس کرد.
آلبوم Reign in Blood و South Of Heaven از نظر هواداران گروه از بهترين آثار گروهه. آهنگ هاي انها سريعه، با عظمته و در عين حال زيبا. اما چيزي که اين دو با باقي آثارشون متمايز کرده شايد بشه به خاطر متن اشعار بسيار قوي اين آلبوم نام برد.Regin In Blood از نظر سرعت و زيبايي آنقدر عالي کار شده که عده اي اون رو بهترين آلبوم Speed Metal که تا حالا وجود داشته نام ميبرن. خصوصا آهنگ Raining Blood ... و عده هم Master Of Puppets از متاليکا رو بهترين Speed Metal ميدونن. الان به مخالفين متاليکا بر ميخوده البته! اما من خودم به هيچ وجه اين دو رو قابل مقايسه نميدونم. حد اقل از نظر سرعت Reign Blood خيلي قوي تره.
Slayer بارها دراميست عوض کردن. يه طورايي ميشه گفت کار هر کس نبوده درام زدن واسه Slayer ، البته هيچگاه عوض شدن دراميست براي بد کار کردم اون نبوده.
يکي ديگه از آهنگهاي معروف Slayer ميشه آهنگ Angel Of Death نام برد. آين آهنگ باعث رسوايي جهاني براي مرجع خودش يعني Joseph Mengele يا همون دکتر نازي شد. کسي که مرتکب بي رحمي هاي بسيار بزرگي بر عليه بشريت شده بود.
+ نوشته شده در ساعت 12:54 توسط RooZbeh-Rebel |
Black sabbath
گروه بلك سبث (يكي از اصلي ترين و اولين پايه گذاران سبك هوي متال) را امروزه به طور گسترده اي به عنوان پدر خوانده گروههاي فعال در اين سبك در دهه هشتاد و نود ميدنند.گروه بلك سبث يعني جان «آزي»آزبُرن،فرانك «توني»آيومي و تري «گيزر»بالتر دردوران كودكي در فاصله نزديك به هم در آستون واقع در حومه بيرمنگام انگلستان زندگي ميكردند.البته در اين دوران روابطشان چندان دوستانه نبود.همچنان كه بزرگ تر مي شدندعلاقه مشتركشان به موسیقی بیشتر میشد و هر كدام شروع به فعاليت در گروههاي مختلفي كردند. بعد از مدتي آنها يكديگر را پيدا كردند و به همراه بيل وارد نوازنده درام با هم مشغول به كار شدند و در سال 1976 گروه پلكا تالك Polka Tulk را تشكيل دادند كه اعضاي آن شامل بود از:آزي آزبورن(خواننده)،توني آيومي(گيتار ليد)،گيزر بالتر (بيس)،بيل وارد(درامز)،جيمي فيليپس(گيتار ريتم) و اِيكر(سكسيفون).
خيلي زود فيليپس و ايكر از گروه اخراج شدند.4نفر باقيمانده نام گروه را ارت بلوز كمپني Earth Blues Company تغير دادند كه بعد از مدت كوتاهي به ارت Earth كوتاه شد.آنها در اين گروه موسيقي بلوز هوي راك مي نواختند و به اين ترتيب توانستند در كلوپ هاي محلي طرفداران محدودي كسب كنند.در سال 1969 آيومي ارت را ترك كرد تا به گروه جترو تال Jethro tull بپيوندد ولي چند ماه بعد به گروه باز گشت. او اين بار ايده اي جديد داشت.آيومي از اينكه مردم به ديدن فيلمهاي ترسناك و دلهره آور كه در آن زمان بازار خوبي داشتند ميروند و در حقيقت براي ترسيدن پول ميدهند به اين فكر افتاد كه نوعي موسيقي ترسناك خلق كند.همراه با باتلر به علوم خفيفه و داستان هاي فانتزي ، گروه چندين آهنگ باحال و هواي مهيب و تيره ساختند كه يكي از آنها آهنگ بلك سبث بود كه نام يكي از فيلمهاي ترسناك بوريس كارلوف بازيگر برجسته دورانصامت سينما را برخورد داشت.خود گروه هم به بلك سبث تغير نام داد.با اين رويه جديد بر تعداد طرفداران گروه افزوده شد.قبل از ضبط آلبوم اول گروه بلك سبثBlack Sabbath آيومي سرانگشتان دست راست خود را در يك حادثه صنعتي از دست داد.او چپ دست بود وبا سرانگشتان مصدومش نمي توانست فشار لازم را براي به صدا در آوردن سيمهاي روي فرت برد گيتار ايجاد كند.از اين رو او از نوعي روكش پلاستيكي براي انگشتانش استفاده كرد و در عين حال كوك گيتار را بم تر كرد تا فشار كمتري احتياج داشته باشد.همه اين عوامل باعث به وجود آمدن صدايي عميق تر و خشن تر شد كه به همراه ريف هاي سرد و تيره اش كاملا با حال و هواي اشعار گروه هماهنگي داشت. اشعار گروه كه اكثر توسط باتلر نوشته مي شد بر روي مضامين سنگيني همچون سرشت پليدي،جدال خير و شر،نادودي محيط زيست و جنگ متمركز بود.آلبوم بلك سبث در سال 1970 منتشر شد و هفته اول در ليست پر فروشهاي بريتانيا شماره 13 شد.با اين آلبوم بلك سبث جوهره ان چيزي را پديد آورد كه اكنون در پايان دهه نود متال اطلاق مي شود.با آهنگ بلك سبث اين گروه پيشتاز استفاده از فواصل نا مطبوع و به كار گيري اثرات رواني و عاطفي اين گونه از فواصل موسيقي راك شد. آلبوم پارانويد Paranoidبه فاصله كمي در همان سال منتشر شد. تركيب هول انگيز صداي جيغ مانند آزبرن،گيتار آيومي،بيس غرنده باتلر و نوازندگي جنون آميز وارد آلبوم را تبديل به يك موفقيت بي نظير كرد. آهنگ هايي همچون پارانويد،خوك هاي جنگ War Pigs و مرد آهنينIron man از اين تبديل به معيارهاي ماندگار موسيقي متال شدند.درسال 1971بلك سبث آلبوم ارباب واقعيت Master Of Reality را منتشر كردند كه آهنگهاي ماندگاري همچون كودكاني از قبر Children of the Grave ((هركي معني درست شو ميدونه لطفا به من بگه تا اصلاحش كنم)) ، وراي ابديت After Forever و بسوي خلا Into The Void همه از اين آلبوم هستند. در سال 1972 آلبوم جلد چهارم Vol Four منتشر شد.سال 1973 بلك سبث با همكاري ريك وِيكمَن نوازنده كيبورد از گروه يس Yes آلبوم سبث خونخوار Sabbath Bloody Sabbath را منتشر كردند كه هم از نظر اشعار و موسيقي آلبومي قوي و ماندگار بود.در اين آلبوم توانايي گيگزر باتلر را در سرودن اشعار عميق و جاندار مشاهده ميكنيم كه يكي از عوامل بالا برنده كيفيت يك كار متــــال است.اين تركيب گروه تا سال 1978 پايدار ماند.در اين فاصله گروه سه آلبوم ديگر منتشر كرد كه از آن جمله ميتوان به آلبوم سابوتاژ Sabotage (1975) اشازه كرد كه آهنگ ناخوشي نماد گيتي (دنيا) Symptom of the Universe از اين آلبوم است. در سال 1978 آزي آزبرن از گروه جدا شد تا به صورت تنها فعاليت كند.گروه او در دهه هشتاد تبديل به موفقترين گروههاي هوي متال شد.جانشين آزبرن در بلك سبث راني جيمز ديو خواننده گروه رويبوRainbow بود.او با آمدنش توانست گروه را به روز كند و ارائه ايده هاي نو سطح كار گروه را كه در انتهاي دهه هفتاد افت پيدا كرده بود ارتقا ببخشد.در سال 1980 با انتشار آلبوم بهشت و دوزخ Heaven & Hell بلك سبث دوباره به صف گروه هاي طراز اول متال دنيا بازگشت.آهنگ هاي سطح بالايي چون شواليه هاي نئوني Neon Knights،بهشت و دوزخ Heaven & Hell و كودكان Children Of The Sea شاهدي بر اعتبار و قابليت اين پيشتازان هوي متال در رقابت با گروه هاي جوان نوظهور اين سبك بود.سال 1982گروه يك آلبم دو تايي از اجراهاي زنده گروه در تورهاي دو آلبوم قبلي منتشر كرد.بعد از انتشار اين آلبوم راني جيمز ديو از گروه اخراج شد.از اين زمان تا اوايل دهه نود گروتركيب هاي متفاوتي را به خود ديد.در ابتداي دهه نود آلبومي با نام ان آي بي N.I.B كه هم نام يكي از آهنگ هاي آلبوم اول گروه بلك سبث را اجرا كردند.اين آلبوم برگذاشت و اداي ديني بود نسبت به اين به وجود آورندگان سبك هوي متال
خيلي زود فيليپس و ايكر از گروه اخراج شدند.4نفر باقيمانده نام گروه را ارت بلوز كمپني Earth Blues Company تغير دادند كه بعد از مدت كوتاهي به ارت Earth كوتاه شد.آنها در اين گروه موسيقي بلوز هوي راك مي نواختند و به اين ترتيب توانستند در كلوپ هاي محلي طرفداران محدودي كسب كنند.در سال 1969 آيومي ارت را ترك كرد تا به گروه جترو تال Jethro tull بپيوندد ولي چند ماه بعد به گروه باز گشت. او اين بار ايده اي جديد داشت.آيومي از اينكه مردم به ديدن فيلمهاي ترسناك و دلهره آور كه در آن زمان بازار خوبي داشتند ميروند و در حقيقت براي ترسيدن پول ميدهند به اين فكر افتاد كه نوعي موسيقي ترسناك خلق كند.همراه با باتلر به علوم خفيفه و داستان هاي فانتزي ، گروه چندين آهنگ باحال و هواي مهيب و تيره ساختند كه يكي از آنها آهنگ بلك سبث بود كه نام يكي از فيلمهاي ترسناك بوريس كارلوف بازيگر برجسته دورانصامت سينما را برخورد داشت.خود گروه هم به بلك سبث تغير نام داد.با اين رويه جديد بر تعداد طرفداران گروه افزوده شد.قبل از ضبط آلبوم اول گروه بلك سبثBlack Sabbath آيومي سرانگشتان دست راست خود را در يك حادثه صنعتي از دست داد.او چپ دست بود وبا سرانگشتان مصدومش نمي توانست فشار لازم را براي به صدا در آوردن سيمهاي روي فرت برد گيتار ايجاد كند.از اين رو او از نوعي روكش پلاستيكي براي انگشتانش استفاده كرد و در عين حال كوك گيتار را بم تر كرد تا فشار كمتري احتياج داشته باشد.همه اين عوامل باعث به وجود آمدن صدايي عميق تر و خشن تر شد كه به همراه ريف هاي سرد و تيره اش كاملا با حال و هواي اشعار گروه هماهنگي داشت. اشعار گروه كه اكثر توسط باتلر نوشته مي شد بر روي مضامين سنگيني همچون سرشت پليدي،جدال خير و شر،نادودي محيط زيست و جنگ متمركز بود.آلبوم بلك سبث در سال 1970 منتشر شد و هفته اول در ليست پر فروشهاي بريتانيا شماره 13 شد.با اين آلبوم بلك سبث جوهره ان چيزي را پديد آورد كه اكنون در پايان دهه نود متال اطلاق مي شود.با آهنگ بلك سبث اين گروه پيشتاز استفاده از فواصل نا مطبوع و به كار گيري اثرات رواني و عاطفي اين گونه از فواصل موسيقي راك شد. آلبوم پارانويد Paranoidبه فاصله كمي در همان سال منتشر شد. تركيب هول انگيز صداي جيغ مانند آزبرن،گيتار آيومي،بيس غرنده باتلر و نوازندگي جنون آميز وارد آلبوم را تبديل به يك موفقيت بي نظير كرد. آهنگ هايي همچون پارانويد،خوك هاي جنگ War Pigs و مرد آهنينIron man از اين تبديل به معيارهاي ماندگار موسيقي متال شدند.درسال 1971بلك سبث آلبوم ارباب واقعيت Master Of Reality را منتشر كردند كه آهنگهاي ماندگاري همچون كودكاني از قبر Children of the Grave ((هركي معني درست شو ميدونه لطفا به من بگه تا اصلاحش كنم)) ، وراي ابديت After Forever و بسوي خلا Into The Void همه از اين آلبوم هستند. در سال 1972 آلبوم جلد چهارم Vol Four منتشر شد.سال 1973 بلك سبث با همكاري ريك وِيكمَن نوازنده كيبورد از گروه يس Yes آلبوم سبث خونخوار Sabbath Bloody Sabbath را منتشر كردند كه هم از نظر اشعار و موسيقي آلبومي قوي و ماندگار بود.در اين آلبوم توانايي گيگزر باتلر را در سرودن اشعار عميق و جاندار مشاهده ميكنيم كه يكي از عوامل بالا برنده كيفيت يك كار متــــال است.اين تركيب گروه تا سال 1978 پايدار ماند.در اين فاصله گروه سه آلبوم ديگر منتشر كرد كه از آن جمله ميتوان به آلبوم سابوتاژ Sabotage (1975) اشازه كرد كه آهنگ ناخوشي نماد گيتي (دنيا) Symptom of the Universe از اين آلبوم است. در سال 1978 آزي آزبرن از گروه جدا شد تا به صورت تنها فعاليت كند.گروه او در دهه هشتاد تبديل به موفقترين گروههاي هوي متال شد.جانشين آزبرن در بلك سبث راني جيمز ديو خواننده گروه رويبوRainbow بود.او با آمدنش توانست گروه را به روز كند و ارائه ايده هاي نو سطح كار گروه را كه در انتهاي دهه هفتاد افت پيدا كرده بود ارتقا ببخشد.در سال 1980 با انتشار آلبوم بهشت و دوزخ Heaven & Hell بلك سبث دوباره به صف گروه هاي طراز اول متال دنيا بازگشت.آهنگ هاي سطح بالايي چون شواليه هاي نئوني Neon Knights،بهشت و دوزخ Heaven & Hell و كودكان Children Of The Sea شاهدي بر اعتبار و قابليت اين پيشتازان هوي متال در رقابت با گروه هاي جوان نوظهور اين سبك بود.سال 1982گروه يك آلبم دو تايي از اجراهاي زنده گروه در تورهاي دو آلبوم قبلي منتشر كرد.بعد از انتشار اين آلبوم راني جيمز ديو از گروه اخراج شد.از اين زمان تا اوايل دهه نود گروتركيب هاي متفاوتي را به خود ديد.در ابتداي دهه نود آلبومي با نام ان آي بي N.I.B كه هم نام يكي از آهنگ هاي آلبوم اول گروه بلك سبث را اجرا كردند.اين آلبوم برگذاشت و اداي ديني بود نسبت به اين به وجود آورندگان سبك هوي متال
+ نوشته شده در ساعت 12:52 توسط RooZbeh-Rebel |
این البوم جدید متالیکا هم که در اومد!
البوم عالی از اب در امد که فکر می کنم تونست طرفدار ها رو راضی کنه!
ولی تنها مشکلی که داشت(البته به نظر من) این بود که دیگه البوم از
سبک Heavy metal و Trash که داشت در اومد و داره میره به سمت
همون Hard Rockی که تو دهه ۸۰-۹۰ داشت!
به نظر من اگه می رفت به سمت همون Trash خودش بهتر بود چون
توی این دوره که Punk ROck & Black Metal&.... مد شده یه گروه heavy metal خیلی می تونه بره جلو!
+ نوشته شده در ساعت 23:4 توسط RooZbeh-Rebel |
«متاليکا و فلسفه»...
هفت يا هشت سال پيش بود که با متاليکا آشنا شدم و کمي ديرتر با فلسفه. شب ها متاليکا گوش مي کردم و صبح ها سرکلاس فلسفه مي نشستم. با تصوري که در دانشگاه از فلسفه برايم به وجود آمد، هيچ وقت فکر نمي کردم که فلسفه ربطي به متاليکا داشته باشد. فلسفه مال فيلسوف ها و پروفسورهاي خشک و عبوس دانشگاه است که وقت خواب هم کت و شلوارشان را درنمي آورند؛ متاليکا براي جوانان بي قيدي که هميشه عصباني اند و به زمين و زمان بد و بي راه مي گويند.
اما به تازگي متوجه شدم که اين دو نه تنها مي توانند با هم مربوط شوند، بلکه درباره آن کتاب هم مي نويسند. انتشارات بلاک ول در آوريل سال جاري ميلادي (2007) کتابي با عنوان «متاليکا و فلسفه» منتشر کرده است. کتابي که مجموعه مقالات نوشته شده به قلم فيلسوفان حرفه اي است. اين کتاب از سري کتاب هاي «فلسفه و فرهنگ عامه» انتشارات بلاک ول است و ويراستار آن ويليام ايروين استاد فلسفه کينگز کالج پنسيلوانيا است. او درباره اين مجموعه مي گويد؛ «يک قاشق شکر کمک مي کند که قهوه تلخ را بنوشيم و کمک گرفتن صحيح از فرهنگ عامه تارهاي تنيده شده پيرامون کانت را کنار مي زند. فلسفه در چند قرن اخير مشکل حادي در ارتباطات عمومي داشته است. اين مجموعه به تغيير اين موضع کمک مي کند و نشان مي دهد که فلسفه مرتبط با زندگي است و نه فقط براي پرسش هاي بزرگ نظير «بودن يا نبودن؟» بلکه همچنين براي پرسش هاي کوچک مثل «تماشا کردن يا نکردن ساوث پارک» (South Park نام سريال کارتوني معروف است). تفکر عميق درباره تلويزيون، فيلم سينمايي و موزيک از شما يک «احمق تمام عيار» نمي سازد و در واقع چه بسا که شما را تبديل به يک فيلسوف کند؛ غيعنيف کسي که باور دارد زندگي ناآزموده ارزش زيستن ندارد و کارتون ناآزموده ارزش ديدن.
ايروين که در سرودن شعر هم تجربياتي دارد در مقدمه کتاب «متاليکا و فلسفه» مي نويسد؛ «چيزي برخلاف تصور عموم بگويم؛ ترانه هاي هتفيلد شاعر و آهنگساز متاليکا، اشعار راکي هم سنگ با باب ديلن و گروه The doors و با اهميت فلسفي بسيار بيشتري از اشعار گروه U2 و بيتلز هستند.»
اين کتاب به مذاق هر دو طرف خوش آمده؛ موزيسين هاي راک و پروفسورهاي فلسفه هر کدام به زبان خود اين مساله را عنوان کرده اند. گيتاريست گروه Anthrax از خواندن کتاب لذت برده و گفته است؛ «جسورانه ترين شرحي که تا به حال درباره متاليکا نوشته شده است. يک پوززني درست و حسابي،»
از طرفي ديل ژاکوت استاد فلسفه دانشگاه ايالت پنسيلوانيا نوشته است؛ «نه فقط هوي متال و نه فقط راک اندرول، نه فقط اضطراب يا خشم يا تحليل مفاهيم، بلکه يک غول در زمينه خودش که چيزهاي خطرناکي درباره خودمان و فرهنگ پساصنعتي آشکار مي کند.»
اين کتاب شامل 20 مقاله است که در پنج فصل مجزا تدوين شده و هر فصل يک «ديسک» نام دارد. عنوان هر ديسک خطوط کلي آن فصل را مشخص مي کند.
ديسک يک نام يکي از آهنگ هاي متاليکا است؛ «در ميان هرگز» و مقالاتي درباره «عاطفه و اخلاق» و «فردگرايي و حقيقت» آمده است.
اگر مي خواهيد اگزيستانسياليسم را از منظر متاليکا بنگريد ديسک دوم را بخوانيد که عنوان «اگزيستنسيکا» مواجهه متاليکا و اگزيستانسياليسم است. در اين فصل مي توانيد نام متاليکا را در کنار نيچه و مارکس و کي ير کگارد ببينيد و مقاله اي درباره آزادي اگزيستانسيال متاليکا بخوانيد.
«زيستن و مردن، خنديدن و گريستن» عنوان ديسک سوم است. مباحث معناي زندگي با توجه به آهنگ هاي متاليکا در اين فصل گنجانده شده است. زيستن مردن است (نام آهنگي از متاليکا)؛ متاليکا و معناي زندگي يکي از مقالات اين فصل است.
اگر باور نداريد يا تا به حال نديده ايد که نام متاليکا همراه متافيزيک و اپيستميولوژيک بيايد ديسک چهارم را بخوانيد؛ متافيزيکا، اپيستميولوژيکا، متاليکا، ديسک پنجم نيز «هواداران و گروه» نام دارد.
کتاب «متاليکا و فلسفه» با قيمت 14 دلار عرضه شده است و لوگوي معروف گروه متاليکا روي جلد آن به چشم مي خورد
اما به تازگي متوجه شدم که اين دو نه تنها مي توانند با هم مربوط شوند، بلکه درباره آن کتاب هم مي نويسند. انتشارات بلاک ول در آوريل سال جاري ميلادي (2007) کتابي با عنوان «متاليکا و فلسفه» منتشر کرده است. کتابي که مجموعه مقالات نوشته شده به قلم فيلسوفان حرفه اي است. اين کتاب از سري کتاب هاي «فلسفه و فرهنگ عامه» انتشارات بلاک ول است و ويراستار آن ويليام ايروين استاد فلسفه کينگز کالج پنسيلوانيا است. او درباره اين مجموعه مي گويد؛ «يک قاشق شکر کمک مي کند که قهوه تلخ را بنوشيم و کمک گرفتن صحيح از فرهنگ عامه تارهاي تنيده شده پيرامون کانت را کنار مي زند. فلسفه در چند قرن اخير مشکل حادي در ارتباطات عمومي داشته است. اين مجموعه به تغيير اين موضع کمک مي کند و نشان مي دهد که فلسفه مرتبط با زندگي است و نه فقط براي پرسش هاي بزرگ نظير «بودن يا نبودن؟» بلکه همچنين براي پرسش هاي کوچک مثل «تماشا کردن يا نکردن ساوث پارک» (South Park نام سريال کارتوني معروف است). تفکر عميق درباره تلويزيون، فيلم سينمايي و موزيک از شما يک «احمق تمام عيار» نمي سازد و در واقع چه بسا که شما را تبديل به يک فيلسوف کند؛ غيعنيف کسي که باور دارد زندگي ناآزموده ارزش زيستن ندارد و کارتون ناآزموده ارزش ديدن.
ايروين که در سرودن شعر هم تجربياتي دارد در مقدمه کتاب «متاليکا و فلسفه» مي نويسد؛ «چيزي برخلاف تصور عموم بگويم؛ ترانه هاي هتفيلد شاعر و آهنگساز متاليکا، اشعار راکي هم سنگ با باب ديلن و گروه The doors و با اهميت فلسفي بسيار بيشتري از اشعار گروه U2 و بيتلز هستند.»
اين کتاب به مذاق هر دو طرف خوش آمده؛ موزيسين هاي راک و پروفسورهاي فلسفه هر کدام به زبان خود اين مساله را عنوان کرده اند. گيتاريست گروه Anthrax از خواندن کتاب لذت برده و گفته است؛ «جسورانه ترين شرحي که تا به حال درباره متاليکا نوشته شده است. يک پوززني درست و حسابي،»
از طرفي ديل ژاکوت استاد فلسفه دانشگاه ايالت پنسيلوانيا نوشته است؛ «نه فقط هوي متال و نه فقط راک اندرول، نه فقط اضطراب يا خشم يا تحليل مفاهيم، بلکه يک غول در زمينه خودش که چيزهاي خطرناکي درباره خودمان و فرهنگ پساصنعتي آشکار مي کند.»
اين کتاب شامل 20 مقاله است که در پنج فصل مجزا تدوين شده و هر فصل يک «ديسک» نام دارد. عنوان هر ديسک خطوط کلي آن فصل را مشخص مي کند.
ديسک يک نام يکي از آهنگ هاي متاليکا است؛ «در ميان هرگز» و مقالاتي درباره «عاطفه و اخلاق» و «فردگرايي و حقيقت» آمده است.
اگر مي خواهيد اگزيستانسياليسم را از منظر متاليکا بنگريد ديسک دوم را بخوانيد که عنوان «اگزيستنسيکا» مواجهه متاليکا و اگزيستانسياليسم است. در اين فصل مي توانيد نام متاليکا را در کنار نيچه و مارکس و کي ير کگارد ببينيد و مقاله اي درباره آزادي اگزيستانسيال متاليکا بخوانيد.
«زيستن و مردن، خنديدن و گريستن» عنوان ديسک سوم است. مباحث معناي زندگي با توجه به آهنگ هاي متاليکا در اين فصل گنجانده شده است. زيستن مردن است (نام آهنگي از متاليکا)؛ متاليکا و معناي زندگي يکي از مقالات اين فصل است.
اگر باور نداريد يا تا به حال نديده ايد که نام متاليکا همراه متافيزيک و اپيستميولوژيک بيايد ديسک چهارم را بخوانيد؛ متافيزيکا، اپيستميولوژيکا، متاليکا، ديسک پنجم نيز «هواداران و گروه» نام دارد.
کتاب «متاليکا و فلسفه» با قيمت 14 دلار عرضه شده است و لوگوي معروف گروه متاليکا روي جلد آن به چشم مي خورد

+ نوشته شده در ساعت 17:36 توسط RooZbeh-Rebel |
گروه آناتما (Anathema) در سال ۱۹۸۹ در شهر ليورپول انگستان پايهگذارى شد. دنى کاوانا (گيتار)، وينسنت کاوانا (خواننده - گيتار)، جيمى کاوانا (گيتار بيس)، جان داگلاس (درامز) و لس اسميت (کىبورد) اعضاء اصلى و بنيانگذاران اين گروه موسيقى پيشرو و مستعد سبک هوى متال انگليس بهشمار مىروند، که نام آناتما (به معناى نفرين و تکفير) را بر خود نهادند. تاريخ شانزدهسالهٔ اين گروه موسيقى اهل ليورپول (زادگاه اعضاء گروه اسطورهاى به سبک راکاندرول يعنى بيتلز) سرشار از فراز و نشيب، تغيير سبکها مکرر، جدائى اعضاء اصلى و موفقيت و شکست بوده است.
آناتما از سال ۱۹۹۰ و با ارائه يک آلبوم آزمايشى Demo با عنوان ”همه رنجهاى ايلياد“ فعاليت حرفهاى را آغاز کرد. يک سال بعد دومين آلبوم آزمايشى گروه با عنوان ”ايمان از بين رفته است“ شامل چهار آهنگ به بازار موسيقى عرضه شد. در سال ۹۲ آناتما با ضبط و انتشار يک صفحه هفت اينچى Single بهطور رسمى وارد عرصهٔ موسيقى شد. اين آلبوم ”کرست فالن“ نام داشت که تعدادى از قطعههاى دوران آغاز فعاليت گروه را در خود داشت. کرست فالن سرآغاز تلاشهاى اعضاء گروه براى دستيابى به سبکى نو و قابل تشخيص از موسيقى متال، که تلفيقى از سبک Gothic ROCK باز زير شاخهٔ Doom Metal بهشمار آمد. ويژگى زيرشاخهٔ Doom metal استفاده از سازها، کرخوانىها و فضاى موسيقى کليسائى و مذهبي، در بستر سبک متال است. آواهاى مذهبى پيش از اين در آثار خوانندگانى چون انيگما بهکار رفته است و با اقبال عمومى مواجه شده بود. اما تلفيق اين آواها با سبک هوى متال کارى دشوار بهنظر مىرسيد. اوج موفقيت اينگونه متال در دومين آلبوم رسمى گروه ”عاشقانهها“ در سال ۹۳ بود، که نام آناتما را در سراسر اروپا و آمريکاى شمالى پرآوازه ساخت. در قطعات اين آلبوم فضائى غمبار، افسرده و تاريک، همراه با گونهاى روحانيت حزين و خاص احساس مىشد. سال ۱۹۹۴ سالى سرنوشتساز براى آناتما بود. حضور در يک آلبوم منتخب آثار در کنار گروههائی چون Paradise Lost, Sodom, Kreator اعتبارى افزون به گروه بخشيد و آناتما را در رديف پيشروان سبک Black Metal قرار داد. گروه سپس با تلفيق موسيقى با روک و صداهاى فراگير آن با سبک قبلى در مينى آلبوم ”Pentecost III“ در سال ۹۵ به ستايشى هذيانوار و خودآزارانه از گروه قديمى Sabbath Black دست زد.
در همين سال آلبوم ديگرى با عنوان ”معماى خاموش“ از آناتما منتشر شد، که همچنان محملى بود براى تجربهگرائىها و نوآورىهاى گروه براى دستيابى به مرزهائى تازه از موسيقى متال، پيش از انتشار معماى خاموش درنوايت خوانندهٔ اصلى آن زمان از گروه کنارهگيرى کرد و وينسنت کاوانا علاوه بر نواختن گيتار، خوانندگى را نيز برعهده گرفت. موسيقى آناتما پس از جدائى وايت بهلحاظ بافت دراماتيک دچار تغييرات اساسى شد و آلبوم معماى خاموش از مايههاى ملوديکتر و متفاوت با خطمشى گذشته گروه بهره جست. فضا روياگون، نعرههاى سنگين گيتار ونتهاى سمفونيک براى کىبورد (مشابه آنچه پيش از آن پينکفلويد اراده داده بود) از مشخصههاى آثار آناتما در اين دوران است. آلبوم ”ابديت“ به سال ۱۹۹۶ نيز به همين منوال ضبط شد. در اين سال آناتما در کنسرت بزرگداشت گروه venom و در کنار گروههاى سرشناسى چون Cradle of filth حضورى پررنگ داشت. در اول مارس ۹۶ کنسرتى در شهر کراکوف لهستان، مهد موسيقى گوتيک وراک اروپاى شرقى و با حضور علاقهمندان گروه از سراسر اروپا برگزار شد که مشهورترين کنسرت آناتماست و بارها دىوىدى و مجموعه قطعات اين اجراء زنده تجديد انتشار يافت و تا هماکنون نيز پرفروشترين محصول چندرسانهاى ”Multi media“ آناتما بهشمار مىرود. در سال ۱۹۹۸ و پس از افتى مقطعي، آناتما با حضور در يادوارهٔ گروه Slayer به اجراء نوين قطعاتى از پينگ فلويد، Status Quo, Tears forffears، رولينگ استونز و ديگران دست زد. سپس مينى آلبومى با سه ترانه به نام ”آينده آلترناتيو“ منتشر شد که در واقع مانيفست موسيقى آلترناتيو انگلستان در آستانهٔ هزارهٔ سوم شناخته مىشود. در پايان همان سال ”آلترناتيو ۴“ بزرگترين موفقيت حرفهاى گروه را رقم زد.
آلبوم ”قضاوت“ در سال ۱۹۹۹ دنبالهٔ تلاشهاى آناتما براى دستيابى به سبکى انتزاعى موسوم به Doom metal بود، که در سالهاى آغازين فعاليت توسط اين گروه ابداع شد. در اين زمان لس اسميت نوازنده درامز نيز از گروه جدا شد و آناتما به يک گروه خانوادگى بدل گشت. برادران کاوانا با رجعت به معيارها و ملاکهاى زمان پايهگذارى گروه در سال ۲۰۰۱ دو آلبوم موفق Resonance و ”روز خوبى براى مردن“ را ارائه دادند، که به عقيدهٔ کارشناسان و منتقدان موسيقى دومى بهعنوان بهترين آلبوم گروه تا کنون شناخته شده است. آلبوم Resonance II دستاورد آشنائى آناتما با مايهها و سازهاى موسيقى فولکور جهان (بهعنوان مثال سازهاى شرقى چون تنبور) پيشرفتى جالب توجه در کيفيت آثار گروه بهوجود آورد. آناتما در اشعار خود به راوى تنهائى و سرگشتگى انسان معاصر بدل شده است. عشقهاى ناکام، سرخوردگى و يأسهاى فلسفي، غرق شدن نسل جوان در الکل، موادمخدر و نفسانيات، آيندهٔ نامعلوم و گذشتهگريزى تلخ و غمبار و ناپايدارى روياها از مؤلفههاى اشعار گروه است. اين تلخى و سياهى اشعار در ترکيب با سبک ويژه و تکنوازىهاى فوقالعاده قدرتمند گيتار توسط دنى و وينسنت کاوانا، آثار گروه را براى علاقهمندان موسيقى متال به يادماندنى ساخته است.
چون شناور شدم، / دور از تو
در اتاقى شلوغ، تنها
با خود انديشيدم
گريزى نيست از اين
هراس، پشيماني، تنهائى
تصاوير عشق و نفرت
انعکاس فريادهاى فرو خفته
اى کاش نمىدانستم، هرگ نمىدانستم
خاطرات همواره عذابم مىدهند
گاه به ياد مىآورم تمامى دردهائى را که روزى از سر گذراندهام.
پشيمانى - آترناتيو ۴

آناتما از سال ۱۹۹۰ و با ارائه يک آلبوم آزمايشى Demo با عنوان ”همه رنجهاى ايلياد“ فعاليت حرفهاى را آغاز کرد. يک سال بعد دومين آلبوم آزمايشى گروه با عنوان ”ايمان از بين رفته است“ شامل چهار آهنگ به بازار موسيقى عرضه شد. در سال ۹۲ آناتما با ضبط و انتشار يک صفحه هفت اينچى Single بهطور رسمى وارد عرصهٔ موسيقى شد. اين آلبوم ”کرست فالن“ نام داشت که تعدادى از قطعههاى دوران آغاز فعاليت گروه را در خود داشت. کرست فالن سرآغاز تلاشهاى اعضاء گروه براى دستيابى به سبکى نو و قابل تشخيص از موسيقى متال، که تلفيقى از سبک Gothic ROCK باز زير شاخهٔ Doom Metal بهشمار آمد. ويژگى زيرشاخهٔ Doom metal استفاده از سازها، کرخوانىها و فضاى موسيقى کليسائى و مذهبي، در بستر سبک متال است. آواهاى مذهبى پيش از اين در آثار خوانندگانى چون انيگما بهکار رفته است و با اقبال عمومى مواجه شده بود. اما تلفيق اين آواها با سبک هوى متال کارى دشوار بهنظر مىرسيد. اوج موفقيت اينگونه متال در دومين آلبوم رسمى گروه ”عاشقانهها“ در سال ۹۳ بود، که نام آناتما را در سراسر اروپا و آمريکاى شمالى پرآوازه ساخت. در قطعات اين آلبوم فضائى غمبار، افسرده و تاريک، همراه با گونهاى روحانيت حزين و خاص احساس مىشد. سال ۱۹۹۴ سالى سرنوشتساز براى آناتما بود. حضور در يک آلبوم منتخب آثار در کنار گروههائی چون Paradise Lost, Sodom, Kreator اعتبارى افزون به گروه بخشيد و آناتما را در رديف پيشروان سبک Black Metal قرار داد. گروه سپس با تلفيق موسيقى با روک و صداهاى فراگير آن با سبک قبلى در مينى آلبوم ”Pentecost III“ در سال ۹۵ به ستايشى هذيانوار و خودآزارانه از گروه قديمى Sabbath Black دست زد.
در همين سال آلبوم ديگرى با عنوان ”معماى خاموش“ از آناتما منتشر شد، که همچنان محملى بود براى تجربهگرائىها و نوآورىهاى گروه براى دستيابى به مرزهائى تازه از موسيقى متال، پيش از انتشار معماى خاموش درنوايت خوانندهٔ اصلى آن زمان از گروه کنارهگيرى کرد و وينسنت کاوانا علاوه بر نواختن گيتار، خوانندگى را نيز برعهده گرفت. موسيقى آناتما پس از جدائى وايت بهلحاظ بافت دراماتيک دچار تغييرات اساسى شد و آلبوم معماى خاموش از مايههاى ملوديکتر و متفاوت با خطمشى گذشته گروه بهره جست. فضا روياگون، نعرههاى سنگين گيتار ونتهاى سمفونيک براى کىبورد (مشابه آنچه پيش از آن پينکفلويد اراده داده بود) از مشخصههاى آثار آناتما در اين دوران است. آلبوم ”ابديت“ به سال ۱۹۹۶ نيز به همين منوال ضبط شد. در اين سال آناتما در کنسرت بزرگداشت گروه venom و در کنار گروههاى سرشناسى چون Cradle of filth حضورى پررنگ داشت. در اول مارس ۹۶ کنسرتى در شهر کراکوف لهستان، مهد موسيقى گوتيک وراک اروپاى شرقى و با حضور علاقهمندان گروه از سراسر اروپا برگزار شد که مشهورترين کنسرت آناتماست و بارها دىوىدى و مجموعه قطعات اين اجراء زنده تجديد انتشار يافت و تا هماکنون نيز پرفروشترين محصول چندرسانهاى ”Multi media“ آناتما بهشمار مىرود. در سال ۱۹۹۸ و پس از افتى مقطعي، آناتما با حضور در يادوارهٔ گروه Slayer به اجراء نوين قطعاتى از پينگ فلويد، Status Quo, Tears forffears، رولينگ استونز و ديگران دست زد. سپس مينى آلبومى با سه ترانه به نام ”آينده آلترناتيو“ منتشر شد که در واقع مانيفست موسيقى آلترناتيو انگلستان در آستانهٔ هزارهٔ سوم شناخته مىشود. در پايان همان سال ”آلترناتيو ۴“ بزرگترين موفقيت حرفهاى گروه را رقم زد.
آلبوم ”قضاوت“ در سال ۱۹۹۹ دنبالهٔ تلاشهاى آناتما براى دستيابى به سبکى انتزاعى موسوم به Doom metal بود، که در سالهاى آغازين فعاليت توسط اين گروه ابداع شد. در اين زمان لس اسميت نوازنده درامز نيز از گروه جدا شد و آناتما به يک گروه خانوادگى بدل گشت. برادران کاوانا با رجعت به معيارها و ملاکهاى زمان پايهگذارى گروه در سال ۲۰۰۱ دو آلبوم موفق Resonance و ”روز خوبى براى مردن“ را ارائه دادند، که به عقيدهٔ کارشناسان و منتقدان موسيقى دومى بهعنوان بهترين آلبوم گروه تا کنون شناخته شده است. آلبوم Resonance II دستاورد آشنائى آناتما با مايهها و سازهاى موسيقى فولکور جهان (بهعنوان مثال سازهاى شرقى چون تنبور) پيشرفتى جالب توجه در کيفيت آثار گروه بهوجود آورد. آناتما در اشعار خود به راوى تنهائى و سرگشتگى انسان معاصر بدل شده است. عشقهاى ناکام، سرخوردگى و يأسهاى فلسفي، غرق شدن نسل جوان در الکل، موادمخدر و نفسانيات، آيندهٔ نامعلوم و گذشتهگريزى تلخ و غمبار و ناپايدارى روياها از مؤلفههاى اشعار گروه است. اين تلخى و سياهى اشعار در ترکيب با سبک ويژه و تکنوازىهاى فوقالعاده قدرتمند گيتار توسط دنى و وينسنت کاوانا، آثار گروه را براى علاقهمندان موسيقى متال به يادماندنى ساخته است.
چون شناور شدم، / دور از تو
در اتاقى شلوغ، تنها
با خود انديشيدم
گريزى نيست از اين
هراس، پشيماني، تنهائى
تصاوير عشق و نفرت
انعکاس فريادهاى فرو خفته
اى کاش نمىدانستم، هرگ نمىدانستم
خاطرات همواره عذابم مىدهند
گاه به ياد مىآورم تمامى دردهائى را که روزى از سر گذراندهام.
پشيمانى - آترناتيو ۴


+ نوشته شده در ساعت 17:33 توسط RooZbeh-Rebel |
THE GODS MADE HEAVY METAL
THE GODS MADE HEAVY METAL
In The Beginning There Was Silence And Darkness
All Across The Earth
Then Came The Wind And A Hole In The Sky
Thunder And Lightning Came Crashing Down
Hit The Earth And Split The Ground
Fire Burned High In The Sky
در هنگام شروع سکوت و سياهي بود
در سرتاسر زمين
سپس باد وزيد و روزنه اي در اسمان بوجود آمد
رعد و برقي ويرانگر فرود آمد
به زمين اصابت کرد تا دو نصف شود
آتش در آسمان شعله ور شد
From Down Below Fire Melted The Stone
The Ground Shook And Started To Pound
از زير اتش سنگهاي داغ فوران کردند
زمين تکاني خود و شروع کرد به باز شدن
The Gods Made Heavy Metal And They Saw That It Was Good
They Said To Play It Louder Than Hell
We Promised That We Would
When Losers Say It's Over With You Know That It's A Lie
The Gods Made Heavy Metal And It's Never Gonna Die
و آنگاه خدايان هوي متال افريدند و ديدند خوب بود
گفتند بنوازيد با صدايي فراتر از جهنم
و ما عهد بستيم که چنين است
وقتي بازندگان مي گويند کارت تمام است بدان دروغي بيش نيست
خدايان هوي متال افريدند و هر گز نخواهند مرد
We Are The True Believers
It's Our Turn To Show The World
In The Fire Of Heavy Metal We Were Burned
It's More Than Our Religion It's The Only Way To Live
But The Enemies Of Metal We Can't Forgive
ما باور کنند هاي حقيقي هستيم
نوبت ماست که به جهان نشان دهيم
که در اتش هوي متال سوختيم
اين چيزي است بيش از دينمان .تنها راه زيستن
اما دشمنان متال را نمي توانيم ببخشيم
We Believe In The Power And The Might
And The Gods Who Made Metal Are With Us Tonight
زيرا با به قدرت و توانايي ايمان اورده ايم
و خدايان کساني که متال را افريدند امشب با ما هستند
The Gods Made Heavy Metal And They Saw That It Was Good
They Said To Play It Louder Than Hell
We Promised That We Would
When Losers Say It's Over With You Know That It's A Lie
The Gods Made Heavy Metal And It's Never Gonna Die
و آنگاه خدايان هوي متال افريدند و ديدند خوب بود
گفتند بنوازيد با صدايي فراتر از جهنم
و ما عهد بستيم که چنين است
وقتي بازندگان مي گويند کارت تمام است بدان دروغي بيش نيست
خدايان هوي متال افريدند و هر گز نخواهند مرد
We Believe In The Power And The Might
And The Gods Who Made Metal Are With Us Tonight
زيرا با به قدرت و توانايي ايمان اورده ايم
و خدايان کساني که متال را افريدند امشب با ما هستند
We're Here Tonight For Heavy Metal Are You Ready In The Hall
They Have Chosen Us And We Have Heard The Call
Gonna Tear The Roof Off With our Sound
ما مشب براي هوي متال اين جا هستيم .ايا شما حاضريد
انان ما را برگزيده اند و صداي انها ما شنيديم
سقف آسمان را بي صدا پاره خواهيم کرد
Crack The Walls And Shake The Ground
Fight Tonight For Metal One And All
Cause We Believe In The Power And The light
And The Gods Who Made Metal Are With Us Tonight
دبوارها را بر ريزان و زمين را بلرزان
امشب بجنگ براي متال .تنها يا با هم
زيرا ما با قدرت و توانايي ايمان اورديم
و خدايان کساني که متال را افريدند امشب با ما هستند
The Gods Made Heavy Metal And They Saw That It Was Good
They Said To Play It Louder Than Hell
We Promised That We Would
When Losers Say It's Over With You Know That It's A Lie
The Gods Made Heavy Metal And It's Never Gonna Die
و آنگاه خدايان هوي متال افريدند و ديدند خوب بود
گفتند بنوازيد با صدايي فراتر از جهنم
و ما عهد بستيم که چنين است
وقتي بازندگان مي گويند کارت تمام است بدان دروغي بيش نيست
خدايان هوي متال افريدند و هر گز نخواهند مرد
In The Beginning There Was Silence And Darkness
All Across The Earth
Then Came The Wind And A Hole In The Sky
Thunder And Lightning Came Crashing Down
Hit The Earth And Split The Ground
Fire Burned High In The Sky
در هنگام شروع سکوت و سياهي بود
در سرتاسر زمين
سپس باد وزيد و روزنه اي در اسمان بوجود آمد
رعد و برقي ويرانگر فرود آمد
به زمين اصابت کرد تا دو نصف شود
آتش در آسمان شعله ور شد
From Down Below Fire Melted The Stone
The Ground Shook And Started To Pound
از زير اتش سنگهاي داغ فوران کردند
زمين تکاني خود و شروع کرد به باز شدن
The Gods Made Heavy Metal And They Saw That It Was Good
They Said To Play It Louder Than Hell
We Promised That We Would
When Losers Say It's Over With You Know That It's A Lie
The Gods Made Heavy Metal And It's Never Gonna Die
و آنگاه خدايان هوي متال افريدند و ديدند خوب بود
گفتند بنوازيد با صدايي فراتر از جهنم
و ما عهد بستيم که چنين است
وقتي بازندگان مي گويند کارت تمام است بدان دروغي بيش نيست
خدايان هوي متال افريدند و هر گز نخواهند مرد
We Are The True Believers
It's Our Turn To Show The World
In The Fire Of Heavy Metal We Were Burned
It's More Than Our Religion It's The Only Way To Live
But The Enemies Of Metal We Can't Forgive
ما باور کنند هاي حقيقي هستيم
نوبت ماست که به جهان نشان دهيم
که در اتش هوي متال سوختيم
اين چيزي است بيش از دينمان .تنها راه زيستن
اما دشمنان متال را نمي توانيم ببخشيم
We Believe In The Power And The Might
And The Gods Who Made Metal Are With Us Tonight
زيرا با به قدرت و توانايي ايمان اورده ايم
و خدايان کساني که متال را افريدند امشب با ما هستند
The Gods Made Heavy Metal And They Saw That It Was Good
They Said To Play It Louder Than Hell
We Promised That We Would
When Losers Say It's Over With You Know That It's A Lie
The Gods Made Heavy Metal And It's Never Gonna Die
و آنگاه خدايان هوي متال افريدند و ديدند خوب بود
گفتند بنوازيد با صدايي فراتر از جهنم
و ما عهد بستيم که چنين است
وقتي بازندگان مي گويند کارت تمام است بدان دروغي بيش نيست
خدايان هوي متال افريدند و هر گز نخواهند مرد
We Believe In The Power And The Might
And The Gods Who Made Metal Are With Us Tonight
زيرا با به قدرت و توانايي ايمان اورده ايم
و خدايان کساني که متال را افريدند امشب با ما هستند
We're Here Tonight For Heavy Metal Are You Ready In The Hall
They Have Chosen Us And We Have Heard The Call
Gonna Tear The Roof Off With our Sound
ما مشب براي هوي متال اين جا هستيم .ايا شما حاضريد
انان ما را برگزيده اند و صداي انها ما شنيديم
سقف آسمان را بي صدا پاره خواهيم کرد
Crack The Walls And Shake The Ground
Fight Tonight For Metal One And All
Cause We Believe In The Power And The light
And The Gods Who Made Metal Are With Us Tonight
دبوارها را بر ريزان و زمين را بلرزان
امشب بجنگ براي متال .تنها يا با هم
زيرا ما با قدرت و توانايي ايمان اورديم
و خدايان کساني که متال را افريدند امشب با ما هستند
The Gods Made Heavy Metal And They Saw That It Was Good
They Said To Play It Louder Than Hell
We Promised That We Would
When Losers Say It's Over With You Know That It's A Lie
The Gods Made Heavy Metal And It's Never Gonna Die
و آنگاه خدايان هوي متال افريدند و ديدند خوب بود
گفتند بنوازيد با صدايي فراتر از جهنم
و ما عهد بستيم که چنين است
وقتي بازندگان مي گويند کارت تمام است بدان دروغي بيش نيست
خدايان هوي متال افريدند و هر گز نخواهند مرد
+ نوشته شده در ساعت 17:30 توسط RooZbeh-Rebel |
turn the page
On a long and lonesome highway east of Omaha
You listen to the engines moanin' out his one note song
You'd think about the woman or the girl you knew the night before
But your thoughts will be wandering' the way they always do
When you're ridin' sixteen hours there's nothin' much to do
And you don't feel much like ridin, you just wish the trip was through
Here I am
On the road again
There I am
Up on the stage
There I go
Playin' star again
there I go
Turn the page
So you walk into this restaurant, all strung out from the road
And you feel the eyes upon you as you're shakin' off the cold
You pretend it does't bother you but you just want to explode
Yeah, most times you can't hear'em talk, other times you can
All the same old cliché's, " Is it woman? Is it man? "
And you always seem outnumbered, you don't dare make you stand
Make your stand
Here I am
On the road again
There I am
Up on the stage
There I go
Playin' star again
there I go
Turn the page
Out there in the spotlight you're a million miles away
Every ounce of energy you try to give away
As the sweat pours out your body like the music that you play ,yeah
later in the evenin' as you lie awake in bed
With the echoes of the amplifiers ringin' in your head
You smoke the day's last cigarette, rememberin' what she said
(What she said)
Yeah
Here I am
On the road again
There I am
Up on the stage
There I go
Playin' star again
there I go
Turn the page
+ نوشته شده در ساعت 21:44 توسط RooZbeh-Rebel |
توصیه های پزشکی-موسیقایی براي گيتاريستها
زخمهاي دست گيتاريستها اغلب به دليل گيتار زدن مداوم و عدم استراحت بين تمرينها است. اگر چه درد بيشتر در ناحيه دست آنها احساس ميشود، اما معمولاً دليل دردها را بايد در ذهن جستوجو كرد. همان گونه كه تركيب صحيح صدا و سكوت منجر به موسيقي گوشنواز است، تركيب صحيح استراحت و تمرين لازمه سلامت نوازنده است.
در اين مقاله سعي شده براي كمك به نوازندگان از تجربه گيتاريستهاي حرفهاي و توصيه پزشكان متخصص استفاده شود تا به راهكارهايي در اين زمينه دست يافت.
توصيههاي پزشكان
به گفته دكتر رسنتال1 آسيب ناشي از فشارهاي دائمي2 (RSI) معمولترين تشخيص پزشكي است كه او به عنوان متخصص جراحات خارجي و توانبخشي در مركز درماني هنرمندان نيويورك با آن مواجه است. بيماران او معمولاً از التهاب توأم با درد يا درد در دستها و گردن شكايت دارند. او ميگويد: «اين مشكلات چند دليل دارد. آنها براي ساعتهاي متمادي بدون وقفه ساز مينوازند.
حالت بدن آنها نيز چه هنگام نواختن ساز و چه در حالت معمولي صحيح نيست. به علاوه فشارهاي رواني دارند كه بر بدن بسيار تأثيرگذار است. من بيماراني داشتم كه ساعتها قبل از اجراي رسمي تمرين كردهاند بدون آنكه استراحت كنند.» دكتر رسنتال انجام نرمشهاي كششي قبل از نواختن ساز و استراحت بعد از بيست تا سي دقيقه تمرين ممتد را توصيه ميكند.
در زمان استراحت نيز نرمشهاي كششي دست مثمر ثمر است. او همچنين مصرف دارو را، براي اين عوارض، درماني زودگذر ميداند. رژيم غذايي مناسب، حالت صحيح نشستن در هنگام نواختن ساز و انتخاب ساز مرغوب راهكارهاي ديگري است كه پزشكان بدان معتقدند.
توصيههاي حرفهاي
مشكل زماني آشكار ميشود كه بخواهيم به اين توصيهها جامه عمل بپوشانيم. براي مثال هنرجوي حرفهاي به روزي چهار ساعت تمرين قبل از شروع كلاس نياز دارد.
گيتاريستهاي حرفهاي نيز كه چند روز بيشتر به زمان اجراي برنامه ندارند در موقعيت تمرينهاي فشرده قرار دارند. در اين شرايط نوازنده بايد بداند كه چگونه تمرينات فشرده و پر اضطراب را به تمريني خوشايند و سازنده تبديل كند. در واقع بايد بداند كه چه زماني وقت استراحت است.
اولين قانون اين است «تا زماني كه درد از بين نرفته است تمرين را آغاز نكنيد.» اسكات تننت3 يكي از گيتاريستهاي معروف كلاسيك ميگويد: «تا زماني كه احساس نكنم دردهاي دستم كاملاً قطع شده دوباره شروع به گيتار زدن نميكنم. به همين دليل است كه دردهاي دستم هيچوقت به خطر جدي برايم تبديل نشده است. حتي اگر دردي احساس نكنم پس از يك ساعت و اندي تمرين به همان اندازه استراحت ميكنم.
اگر در تمريناتم با مشكلي مواجه شدم كه در آن لحظه قادر به حل آن نباشم، تمرين را قطع ميكنم و تا هنگامي كه تمركز فكري به دست نياورم به تمرين ادامه نميدهم. زماني كه گيتار همراهم نيست يا در حال استراحت هستم در فكر خود تمرين ميكنم. گاهي اوقات روزها ميگذرد و من تمرين نميكنم. هميشه سعي ميكنم ميان روزهايي كه سخت تمرين ميكنم و روزهايي كه اصلاً تمرين نميكنم به تعادل برسم. اوقات تمرين طولاني مدت بدون تمركز مفيد نيست. تمرين كوتاه مدت، با تمركز، بهتر از تمرين بلند مدت، بدون تمركز، است.»
سيم گيتار
در سال 1987، برايان گُر4 در حال ارائه رپرتوار حرفهاي خود بود، اما تمرين زياد و ترجمه تعدادي كتاب از زبان آلماني به انگليسي منجر به درد تاندون دستهاي او شد كه سه سال به طول انجاميد. هر روز بيماري او وخيمتر ميشد تا جايي كه حتي نميتوانست در را باز كند. پزشكان به او توصيه كردند كه مچ دستش را عمل كند، اما او قبول نكرد.
برايان ماساژ درماني، كلاس يوگا، طب سوزني و روان درماني را جايگزين عمل كرد و نوع نشستن خود را نيز تغيير داد. پس از سه ماه دردهاي او از بين رفت و دوباره به سراغ ساز محبوب خود گيتار رفت. پس از مدتي درد مجدداً به سراغ او آمد و شش ماه او را آزار داد. برايان ميگويد به دليل اينكه يوگا كار ميكرد اين بار توانست با درد به راحتي كنار بيايد. او سيمهاي گيتار را نيز شلتر كرد كه آسيب كمتري به دستهاي او وارد شود.
برايان متوجه شد هنگامي كارهايش موفقتر است كه گيتارش سيم نرمتري دارد. او تركيبي از سيمهايي را با سختي متوسط و پايين انتخاب كرد زيرا معتقد بود سيم بسيار نرم كيفيت صدا را پايين ميآورد. برايان ميگويد: «من براي خودم برنامه روزانه تنظيم كردم؛ قبل از شروع تمرين يوگا و پس از آن بيست دقيقه تمرينات قدرتي دست انجام ميدادم. با تمركز حواس گيتار مينواختم و هنگامي كه امكان داشت از سه سيم به جاي پنج سيم استفاده ميكردم.»
Focal Dystonia
يكي ديگر از گيتاريستها نيز دچار عارضه عجيبي به نام فوكال دايستونيا شد. دانشمندان هنوز نتوانستهاند دليلي براي اين عارضه بيابند. چند انگشت بيمار به يك باره از كار ميافتد بدون اينكه دردي داشته باشد. او به مراكز درماني مختلفي مراجعه كرد؛ زيرا اين امر باعث ميشد كه نه تنها چند قرارداد مهم را از دست بدهد بلكه به شهرت او نيز لطمه وارد شود.
او تحت درمانهاي مختلفي قرار گرفت ولي بهبود نيافت.
چند سال بعد او دوباره شروع به نواختن ساز كرد، اما اين بار فقط از انگشت شست و سبابه دست راست خود استفاده ميكرد. اين وضعيت ادامه داشت تا اينكه او چيزهايي در خصوص چگونگي كار گروهي عضلات شنيد. تا آن زمان فكر ميكرد كه فقط عضلات پايين ساعد دست در نوازندگي نقش ايفا ميكنند؛ اما او متوجه شد كه عضلات ديگر دست نيز در اين امر دخالت دارند.
هنگام تمرين او در خيال خود تصور ميكرد كه عضلاتش از نوك انگشتان تا نقطهاي در پشت شانههاي خود جايي كه دستها به بدن متصل ميشوند در حال حركت است. بعد از گذشت يك سال انگشت وسط او كاملاً شروع به حركت كرد و سال ديگر انگشت دوم او. پس از سه سال تمام انگشتان او به حالت طبيعي باز گشتند. در اين مدت او همچنين با پزشكي مشورت كرد كه به او توصيه كرد شنا كند. او ميگويد: «گرچه شنا به بهبودي بيماريام كمكي نكرد، اما باعث شد احساس سلامتي بيشتري بكنم؛ به علاوه بدانم كه چگونه بدن كار ميكند و چگونه ميتوان به تن آرامي دست يافت.»
نسخه نهايي
با توجه به توصيه پزشكان و تجربه نوازندگان حرفهاي، نكات زير براي جلوگيري از جراحات دست در هنگام نوازندگي توصيه ميشود:
1. تمرين و نرمش
2. نوشيدن زياد مايعات
3. خواب كافي
4. داشتن بدني انعطافپذير
5. پرهيز از دخانيات و مشروبات الكلي
6. مديتيشن و تمرينات تنفسي
7. مطالعه كتابهاي معتبر گيتار زدن صحيح براي هنرجويان
8. نرمش و گرم كردن دست قبل از شروع تمرين
9. پوشيدن دستكشهاي مخصوص طبي براي كساني كه جريان خون در دستشان به خوبي انجام نميشود.
10. قرار دادن دست به مدت يك دقيقه در آب سرد و سپس يك دقيقه در آب گرم (آب بسيار سرد و بسيار گرم مضر هستند.)
11. ماساژ دست با كرم يا لوسيون از نوك انگشتان تا آرنج
12. كشيدن دست و انگشتان و خم كردن كف دست
13. يوگا
14. فعاليت همزمان با نوازندگي مانند تدريس، تنظيم آهنگ و آهنگسازي
15. طب سوزني
گاهي اوقات تعويض ساز يا قسمتي از آن و يا سيمها ميتواند دليلي بر اين پديده باشد. در عين حال مهمترين چيزي كه پزشكان توصيه ميكنند اين نكته است: «برده ساز خود نباشيد.»
در اين مقاله سعي شده براي كمك به نوازندگان از تجربه گيتاريستهاي حرفهاي و توصيه پزشكان متخصص استفاده شود تا به راهكارهايي در اين زمينه دست يافت.
توصيههاي پزشكان
به گفته دكتر رسنتال1 آسيب ناشي از فشارهاي دائمي2 (RSI) معمولترين تشخيص پزشكي است كه او به عنوان متخصص جراحات خارجي و توانبخشي در مركز درماني هنرمندان نيويورك با آن مواجه است. بيماران او معمولاً از التهاب توأم با درد يا درد در دستها و گردن شكايت دارند. او ميگويد: «اين مشكلات چند دليل دارد. آنها براي ساعتهاي متمادي بدون وقفه ساز مينوازند.
حالت بدن آنها نيز چه هنگام نواختن ساز و چه در حالت معمولي صحيح نيست. به علاوه فشارهاي رواني دارند كه بر بدن بسيار تأثيرگذار است. من بيماراني داشتم كه ساعتها قبل از اجراي رسمي تمرين كردهاند بدون آنكه استراحت كنند.» دكتر رسنتال انجام نرمشهاي كششي قبل از نواختن ساز و استراحت بعد از بيست تا سي دقيقه تمرين ممتد را توصيه ميكند.
در زمان استراحت نيز نرمشهاي كششي دست مثمر ثمر است. او همچنين مصرف دارو را، براي اين عوارض، درماني زودگذر ميداند. رژيم غذايي مناسب، حالت صحيح نشستن در هنگام نواختن ساز و انتخاب ساز مرغوب راهكارهاي ديگري است كه پزشكان بدان معتقدند.
توصيههاي حرفهاي
مشكل زماني آشكار ميشود كه بخواهيم به اين توصيهها جامه عمل بپوشانيم. براي مثال هنرجوي حرفهاي به روزي چهار ساعت تمرين قبل از شروع كلاس نياز دارد.
گيتاريستهاي حرفهاي نيز كه چند روز بيشتر به زمان اجراي برنامه ندارند در موقعيت تمرينهاي فشرده قرار دارند. در اين شرايط نوازنده بايد بداند كه چگونه تمرينات فشرده و پر اضطراب را به تمريني خوشايند و سازنده تبديل كند. در واقع بايد بداند كه چه زماني وقت استراحت است.
اولين قانون اين است «تا زماني كه درد از بين نرفته است تمرين را آغاز نكنيد.» اسكات تننت3 يكي از گيتاريستهاي معروف كلاسيك ميگويد: «تا زماني كه احساس نكنم دردهاي دستم كاملاً قطع شده دوباره شروع به گيتار زدن نميكنم. به همين دليل است كه دردهاي دستم هيچوقت به خطر جدي برايم تبديل نشده است. حتي اگر دردي احساس نكنم پس از يك ساعت و اندي تمرين به همان اندازه استراحت ميكنم.
اگر در تمريناتم با مشكلي مواجه شدم كه در آن لحظه قادر به حل آن نباشم، تمرين را قطع ميكنم و تا هنگامي كه تمركز فكري به دست نياورم به تمرين ادامه نميدهم. زماني كه گيتار همراهم نيست يا در حال استراحت هستم در فكر خود تمرين ميكنم. گاهي اوقات روزها ميگذرد و من تمرين نميكنم. هميشه سعي ميكنم ميان روزهايي كه سخت تمرين ميكنم و روزهايي كه اصلاً تمرين نميكنم به تعادل برسم. اوقات تمرين طولاني مدت بدون تمركز مفيد نيست. تمرين كوتاه مدت، با تمركز، بهتر از تمرين بلند مدت، بدون تمركز، است.»
سيم گيتار
در سال 1987، برايان گُر4 در حال ارائه رپرتوار حرفهاي خود بود، اما تمرين زياد و ترجمه تعدادي كتاب از زبان آلماني به انگليسي منجر به درد تاندون دستهاي او شد كه سه سال به طول انجاميد. هر روز بيماري او وخيمتر ميشد تا جايي كه حتي نميتوانست در را باز كند. پزشكان به او توصيه كردند كه مچ دستش را عمل كند، اما او قبول نكرد.
برايان ماساژ درماني، كلاس يوگا، طب سوزني و روان درماني را جايگزين عمل كرد و نوع نشستن خود را نيز تغيير داد. پس از سه ماه دردهاي او از بين رفت و دوباره به سراغ ساز محبوب خود گيتار رفت. پس از مدتي درد مجدداً به سراغ او آمد و شش ماه او را آزار داد. برايان ميگويد به دليل اينكه يوگا كار ميكرد اين بار توانست با درد به راحتي كنار بيايد. او سيمهاي گيتار را نيز شلتر كرد كه آسيب كمتري به دستهاي او وارد شود.
برايان متوجه شد هنگامي كارهايش موفقتر است كه گيتارش سيم نرمتري دارد. او تركيبي از سيمهايي را با سختي متوسط و پايين انتخاب كرد زيرا معتقد بود سيم بسيار نرم كيفيت صدا را پايين ميآورد. برايان ميگويد: «من براي خودم برنامه روزانه تنظيم كردم؛ قبل از شروع تمرين يوگا و پس از آن بيست دقيقه تمرينات قدرتي دست انجام ميدادم. با تمركز حواس گيتار مينواختم و هنگامي كه امكان داشت از سه سيم به جاي پنج سيم استفاده ميكردم.»
Focal Dystonia
يكي ديگر از گيتاريستها نيز دچار عارضه عجيبي به نام فوكال دايستونيا شد. دانشمندان هنوز نتوانستهاند دليلي براي اين عارضه بيابند. چند انگشت بيمار به يك باره از كار ميافتد بدون اينكه دردي داشته باشد. او به مراكز درماني مختلفي مراجعه كرد؛ زيرا اين امر باعث ميشد كه نه تنها چند قرارداد مهم را از دست بدهد بلكه به شهرت او نيز لطمه وارد شود.
او تحت درمانهاي مختلفي قرار گرفت ولي بهبود نيافت.
چند سال بعد او دوباره شروع به نواختن ساز كرد، اما اين بار فقط از انگشت شست و سبابه دست راست خود استفاده ميكرد. اين وضعيت ادامه داشت تا اينكه او چيزهايي در خصوص چگونگي كار گروهي عضلات شنيد. تا آن زمان فكر ميكرد كه فقط عضلات پايين ساعد دست در نوازندگي نقش ايفا ميكنند؛ اما او متوجه شد كه عضلات ديگر دست نيز در اين امر دخالت دارند.
هنگام تمرين او در خيال خود تصور ميكرد كه عضلاتش از نوك انگشتان تا نقطهاي در پشت شانههاي خود جايي كه دستها به بدن متصل ميشوند در حال حركت است. بعد از گذشت يك سال انگشت وسط او كاملاً شروع به حركت كرد و سال ديگر انگشت دوم او. پس از سه سال تمام انگشتان او به حالت طبيعي باز گشتند. در اين مدت او همچنين با پزشكي مشورت كرد كه به او توصيه كرد شنا كند. او ميگويد: «گرچه شنا به بهبودي بيماريام كمكي نكرد، اما باعث شد احساس سلامتي بيشتري بكنم؛ به علاوه بدانم كه چگونه بدن كار ميكند و چگونه ميتوان به تن آرامي دست يافت.»
نسخه نهايي
با توجه به توصيه پزشكان و تجربه نوازندگان حرفهاي، نكات زير براي جلوگيري از جراحات دست در هنگام نوازندگي توصيه ميشود:
1. تمرين و نرمش
2. نوشيدن زياد مايعات
3. خواب كافي
4. داشتن بدني انعطافپذير
5. پرهيز از دخانيات و مشروبات الكلي
6. مديتيشن و تمرينات تنفسي
7. مطالعه كتابهاي معتبر گيتار زدن صحيح براي هنرجويان
8. نرمش و گرم كردن دست قبل از شروع تمرين
9. پوشيدن دستكشهاي مخصوص طبي براي كساني كه جريان خون در دستشان به خوبي انجام نميشود.
10. قرار دادن دست به مدت يك دقيقه در آب سرد و سپس يك دقيقه در آب گرم (آب بسيار سرد و بسيار گرم مضر هستند.)
11. ماساژ دست با كرم يا لوسيون از نوك انگشتان تا آرنج
12. كشيدن دست و انگشتان و خم كردن كف دست
13. يوگا
14. فعاليت همزمان با نوازندگي مانند تدريس، تنظيم آهنگ و آهنگسازي
15. طب سوزني
گاهي اوقات تعويض ساز يا قسمتي از آن و يا سيمها ميتواند دليلي بر اين پديده باشد. در عين حال مهمترين چيزي كه پزشكان توصيه ميكنند اين نكته است: «برده ساز خود نباشيد.»
+ نوشته شده در ساعت 17:56 توسط RooZbeh-Rebel |
هر گاه صحبت از موسیقی متال میشود نا خود آگاه اولین گروهی که به ذهن میرسد گروه متالیکاست که بجرات میتوان گفت خیلی از علاقمندان به موسیقی متال در ایران ابتدا با این گروه آشنا شده هر چند در حال حاضر از این گروه قدرتمند جز سایه ای محو بر دنیای متال باقی نمانده
و بنوعی افول محسوس این گروه را در سالهای اخیر بالاخص با آلبوم آخر خود کاملا مشاهد نمود.در ۲۸ اكتبر ۱۹۸۱ لارس آلریش نوازنده درام به جیمز هتفیلد نوارنده گیتار و خواننده پیشنهادی می كند كه جیمز نمی تواند رد كند
“من برای گروهم بر روی آلبوم متال جدید اسلیگل جایی برای یك آهنگ دارم”
حقیقت آن است كه لارس تا آن زمان گروهی نداشت ولی آن روز كه جیمز به او پیوست این گروه دیگر شكل گرفته بود.آن دو اولین آهنگ را با یك دستگاه ارزان قیمت ضبط كردند در حالی كه جیمز وظیفه نواختن گیتار ریتم و باس را بر عهده گرفت,لارس نواختن درام را به عهده گرفت و به تنظیمات موسیقی كمك می كرد و نقش گرداننده را داشت.
سرانجام ران مك گاورنی برای نواختن گیتار باس به گروه پیوست و دیوماستین وظیفه نواخنن گیتار لید را به عهده گرفت. گروه اسم خودمانی متالیكا یعنی یورش متال جوان را اتخاذ كرد و شروع به اجرای برنامه در منطقه لس آنجلس نمود و در گشایش كنسرت های گروههایی چون ساكسون قطعاتی اجرا می كرد.
آنها سرانجام دمویی تمام عیار با نام ــ نبود زندگی تا چرم ــ ضبط كردند . این دمو در خارج و داخل توسط لارس و دوستان خرید و فروش كننده نوارهای متالش پخش شد .
نبود زندگی تا چرم توجهی نسبت به گروه زیرزمینی متال برانگیخت و گروه,علاقمندانی خصوصا در سانفرانسیسكو و نیویورك یافت. آنها همچنین توجه گروه خوب وآینده دار تروما خصوصا نوازنده باس آنها یعنی كلیف برتون را جلب كردند
سرانجام متالیكا به شمال ایالت نقل مكان كرد و كلیف به گروه پیوست در نیویورك یك نسخه از ــ نبود زندگی تا چرم ــ به صفحه فروشی جان زازولا كه به درستی بهشت متال نام داشت راه یافت. زازولا به سرعت متالیكا را استخدام كرد كه به شرق بیایند و چند برنامه اجرا كرده و آلبومی ضبط كنند.
گروه به نیویورك رفت تنها برای اینكه به اطلاع گرداننده / تولید كننده خود برساند كه « نوازنده لید گیتارمان باید برود » رادی مارك ویتاكر گیتاریست گروهی كه از قبل می شناخت معرفی كرد و در اول آوریل ۱۹۸۳ كرك همت به متالیكا پیوست
آلبوم اول متالیكا به نام «« همه شان را بكش »» در اواخر سال ۱۹۸۳ انتشار یافت :
مغزم را پر می كنید با به اصطلاح معیارهای خود به دنبال انتشار «« همه شان را بكش »» گروه به اجرای كنسرت در شهرهای مختلف پرداخت.
در سال ۱۹۸۴ آلبوم دوم به نام «« بر آذرش بران »» ضبط و منتشر شد .
این آلبوم در حالی كه لحن معترضانه « همه شان را بكش » را حفظ كرده بود هم از لحاظ موسیقی و هم از لحاظ مفاهیم شعری از آلبوم اول پخته تر بود .
قابل توجه ترین آهنگ ترانه چهارم است ; به معنای «« رنگ باختن به سوی سیاهی »» این آهنگ كه الهام گرفته از دزدی وسایل گروه در اوایل همان سال در بستون بود, به شكل نسبتا ژرفی به موضوع شكست و ناكامی می پردازد .
گروه قراردادی با موسسه بزرگ مدیریت «« كیو ـ پرایم »» و درست بعد از آن با كمپانی معروف ضیط «« الكترا »» بست : پیام آور بینش ترس
در ۱۹۸۶ آلبوم سوم متالیكا با نام «« ارباب عروسكهای خیمه شب بازی »» انتشار یافت و گروه به همراه « ازی آز بورن» به اجرای تور پرداخت .
متالیكا به بلندای تازه می رسید : آلبوم به رتبه ۲۹ دست یافت و از حظور ۷۲ هفته ای در جدول پرفروش های آمریكا لذت برد . تور با ازی به آنها كمك كرد تا به طور وسیعی مورد توجه قرار گیرند . هنگامی كه بازوی جیمز به هنگام ورزش اسكیت بورد شكست گروه با افت كوچكی مواجه شد .
جان مارشال تا بهبودی جیمز به گروه پیوست . با تور آزی كل گروه به اروپا رفت و تدارك سفر مخاطره آمیز را به خاور دور دید .
همه امیدوار بودند كه جیمز بتواند وظایف خود را در نواختن گیتار به عهده گیرد ولی در اولین برنامه اروپایی مارشال به جای جیمز گیتار نواخت . جیمز در۲۶ سپتامبر ۱۹۸۶ برای انجام كلیه وظایف خود دوباره به گروه پیوست .
این آخرین باری بود كه گروه با كلیف برنامه اجرا می كرد.صبح روز بعد اتوبوس حامل اعضای گروه به طور غیر قابل كنترلی سر خورد و واژگون شد.در این حادثه كلیف برتون كشته شد . شاید بهترهمان بود كه متالیكا در همان جا كناره گیری كند؛ زیرا كلیف از اعضای اساسی گروه بود.
او علاوه بر نوازندگی باس, برای گروه مثل معلم و مربی بود . او فرزانگی موسیقایی و نگرش «« خودت باش »» را در اختیار گروه می گذاشت. اما همان شناخت صحیح از كلیف , خود اولین عاملی بود كه باعث شد گروه تصمیم به ادامه دادن بگیرد :
چیزی برای گفتن دارم جیسون نیوستد ازمیان۴۵ درخواست كننده برای عضویت درمتالیكا انتخاب شد.تصمیم براین گرفته شدكه مجددا به هوای تورباز گردند تا هم نوازنده جدید باس را با امور آشنا كنند و هم سرپوشی برغم ازدست دادن كلیف بگذارند.
گروه به بهانه معرفی جیسن صفحه ای از كلیه آهنگ های ضبط شده منتشر شد.
صفحه با نام ««بازدیدی دوباره-دوباره ازروزهای گاراژ»» منتشر شد كه به نظر دنباله «« بازدیدی دوباره ازروزهای گاراژ»» است كه درسال۸۴ به صورت « طرف-دوم» منتشر شده بود :
موجهای وحشت مرا به زیر می كشد وقتی جیسن جای ثابتی در گروه به دست آورد , گروه برای ضبط آلبوم چهارم خود «« … و عدالت برای همه»»آماده شد .
و عدالت برای همه كه در اوت ۱۹۸۸ منتشر شد در رده بندی پرفروش های آمریكا به رتبه ۶ دست یافت و نامزد دریافت جایزه «« گرمی»» برای بهترین گروه ««متال / راك »» شد .
گروه دوباره به اجرای تور به شكل گسترده ای در تمام نقاط جهان پرداخت .
گروه برای ترانه «« تك مانده »» جرات ساخت اولین ترانه ویدیویی را به خود داد و سرانجام برای اجرای مستقل «« تك مانده »» به جایزه «« گرمی»» دست یافت :
در سال ۱۹۹۱ گروه آلبومی به نام خود با عنوان «« آلبوم سیاه »» را منتشر كرد.
این آلبوم كه با تولیدكنندگی باب راك منتشر شد نسبت به آلبومهای قبلی كاری تازه بود. آهنگ ها كوتاه تر و نوارها پر تر, عمیق تر وبا یكنواختی كمتربودند آلبوم سیاه فورا در تمامی جهان رتبه یك شد و هفته ها در صدر ماند . چندین ترانه از آلبوم سیاه به صورت مستقل یا ترانه ویدیویی منتشر شد .
گروه جایزه های متعددی از جمله یك «« گرمی »» برای خود آلبوم و چندین جایزه «« ام تی وی »» و جایزه موسیقی آمریكا را به خود ختصاص داد . گروه در توری موسوم به «« شامگاهی با متالیكا »» و در فستیوال های مختلفی به اجرای برنامه پرداخت :
عشقی دوباره به زندگی ورزیدن پنج سال طول كشید تا آلبوم بعدی متالیكا منتشرشد.
آلبومی با نام «« لود »» كه طولانی ترین آلبوم متالیكا تا آن زمان بود . این آلبوم شامل ۱۴ آهنگ بود و تمام ظرفیت موجود بر روی سی دی را پر می كرد .
این آلبوم و نیز آلبوم «« ری - لود »» كه در سال ۹۷ منتشر شد باز با تولید كنندگی باب راك همراه بود . هر دو آلبوم با هم نوشته و تقریبا هم زمان ضبط شد و ادامه دهنده راهی بود كه با««آلبوم سیاه»» آغاز شده بود.ا
از لحاظ موسیقی پرمحتوا و كوبنده,ترانه ها رها,قدرتمند و التقاطی بودند.
منصفانه نیست اگر بگوییم متالیكا تغییر زیادی كرد,چراكه گروه همان گروهی است كه««همه شان را بكش»» و «« … وعدالت برای همه»» را ضبط كرده ولی دوقلوهای لود,متالیكایی را نشان می دهند كه دوران «« فقط نگرش ـ فقط سرعت »» را پشت سر گذاشته و به نگرش««خودت باش»» بازگشته است
شیطانی در كنارت آرمیده : گروه ۱۱ ترانه جدید را انتخاب كرد و سومین پروژه «« درون گاراژ »» خود را هم با همراهی باب راك ضبط كرد .
آلبوم به درستی «« گاراژ الحاقی »» نام گرفت چرا كه تمام ترانه های گاراژی قبلی را همراه با ۱۱ ترانه جدید در خود داشت
در سال۱۹۹۹متالیكا آلبوم زنده «« S & M »» را به همراهی اركستر سانفرانسیسكو و به رهبری مایكل كیمن منتشر كرد؛ آلبوم به سرعت در مكان دوم جدول ها جای گرفت.
ترانه «ناپدید می شوم» كه برای فیلم ماموریت غیرممكن ۲ نوشته شده بود یكی از ترانه های این آلبوم است .
در ژانویه سال ۲۰۰۱ “جیسون نیوستد” اعلام كرد كه از گروه كناره گیری كرده است .
درست بعد از شركت در جوایزESPN در آوریل همان سال, هتفیلد ,آلریش و همت به استودیو رفتند تا كار بر آلبوم بعدی را آغاز كنند و هتفیلد مسئولیت گیتار باس را بر عهده گرفت . اما در اول آگوست , تمامی برنامههای ضیط و دیگر برنامه های گروه قطع شد , و جیمز هتفیلد برای ترك مشروبات الكلی به یك مركز ترك مراجعه كرد و هم اكنون بهبودی یافته است .
در مورد آلبوم قدیس خشم این گروه حرف بسیار است که خود مقاله ای جداگانه میطلبد در هر حال متالیکا را میتوان یکی از تاثیر گذار ترین گروه ها در درهه ۸۰ و ۹۰ نامید که از محبوبیت بسیاری هم برخوردار است.
+ نوشته شده در ساعت 10:15 توسط RooZbeh-Rebel |

